در شبکه اینترنتی نگاه بیشتر ببینید

آش کنگر

( 0 امتیاز از 5 )

عنوان اثر: آش کنگر  زبان: فارسی      مدت: 00:05:25 

 

 

در روستا بچه ها با هم تصمیم می گیرند که برای پختن آش کنگر به چیدن کنگر بپردازند. هنگامی که مسافتی را طی می کنند خسته و گرسنه می شوند.

این بود که در سایه درختی نشستند تا با هم کلوچه بخورند و استراحتی داشته باشند. گل بهار شروع به شمردن کلوچه ها برای تقسیم کردن آن می کند و به هرکدام 4 کلوچه می رسد اما الیاس می گوید باید 6 کلوچه داشته باشم. بچه ها با این نظر الیاس مخالفت می کنند. الیاس هم بعد از چیدن کنگر از آنها جدا شد و به طرف خانه رفت. از طرفی نازگل و مرادعلی که چیدن کنگر را بلد نبودند ناراحت شدند چرا که خار مدام در دستان کوچکشان فرو می رفت.

گل بهار به آنها گفت نگران نباشید الان خودم راه و روش چیدن آن را به شما یاد می دهم و آنها شروع به چیدن کنگر کردند. الیاس که با خوشحالی تمام راهی خانه شده بود در نزدیکی رودخانه پایش به یک سنگ برخورد کرد و به داخل رودخانه افتاد و با داد و فریاد کمک می خواست.

عامو چرچی و الاغش که از آنجا رد می شدند صدای الیاس را شنیدند و الاغ خود را به داخل رودخانه انداخت و پسر کوچولو را نجات داد و بعد همگی نزد عامو چرچی نشستند؛ اما الیاس ناراحت بود چرا که کنگرهایش را آب با خود برده بود. عامو چرچی می گفت اشکالی ندارد بچه ها کنگر را چیده اند و همگی می توانید امروز آش کنگر بخورید و این هم برای الیاس درس عبرتی باشد که هرچه درخت بارش بیشتر باشد سرش پایین تر است.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی