تازه تازه

بخن و بیل بوفته و ره شوق زنیی هم د نو (بخند و بگذار دوباره شوق زندگی راه بیفتد)

تازه موعه خاطر یار بگوشه چش آرزو (خاطر یار سفر کرده تازه می شود و چشم آرزو باز می شود)

بیل تا بشناسه خوشه تر موعه و تازه موعه (بگذار خودش را بشناسد تا تر و تازه شود)

پوس مونه و بیاره پوس پشت سر یک نو و نو (پشت سر هم و نو به نو پوست کهنه به پوست نو تبدیل شود)

به تا اساره سرشو بونه و شو داس درو (بگذار تا ستاره های شب درآید و کشاورز داس درو را به شانه اش بیندازد)

بیره لقوم اسبیا تا ایل بینه ماه نو (و افسار اسبش را بگیرد تا ایل ماه تازه را ببیند)

بخن و بیل وا خنیات روشه بوه شوگار یار (بخند و بگذار با خنده هایت شبهای تاریک یار روشن شود)

پیش باز شادی برسه غمیا د دل دبی ین و بار (خبر شادی به فریاد آید و غمها از دل ها بیرون شوند)

Loading the player...