قصه فیل و زرافه

ماجرای فیل و زرافه از این قرار است که هر دوی آنها داد و فریادشان بلند شده بود و در جنگل با یکدیگر بحث می کردند تا اینکه جغد پیر صدای آنها را شنید و با افسوس به آنها نگاه می کرد.

سپس به فیل و زرافه گفت: چه خبر است؟ چرا انقدر با هم دعوا می کنید؟ فیل گفت: زرافه پشت سر من گفته که من چاق و تنبل هستم. زرافه از آن طرف گفت: فیل پشت سر من حرف زده و گفته که من گردن و دست و پای درازی دارم.

جغد به آنها گفت: آرام باشید و به من بگویید که چه کسی این حرفها را به شما زده است. گفتند روباه گفته است. جغد گفت: یعنی شما با حرفهای روباه سرکار رفته اید و سر همدیگر داد و فریاد می کنید؟

روباه که از آن طرف به آنها میخندید وقتی صحبتهای جغد را شنید از کاری که کرده بود پشیمان شد و فهمید که این کار سرگرمی نیست بلکه به هم زدن رابطه دوستانش با هم است.

فیل و زرافه هم بعد از اینکه متوجه اشتباه خود شدند از همدیگر معذرت خواهی کردند و دوباره مثل قبل دوستان خوبی برای یکدیگر شدند.

Loading the player...