کبریت

در این نمایش طنز مراد و دوستش تصمیم می گیرند به کوهنوردی بروند. وقتی در حال بالا رفتن از تپه و کوه هستند دوست مراد که لکنت زبان دارد هر وقت می خواهد کلمه ای را بگوید مراد نمی گذارد و خودش کلمه ای را که دوستش می خواهد بگوید به گمان خودش آن را عنوان می کند. تا اینکه بالای کوه می رسند. دوست مراد می گوید کبریت را برای درست کردن کباب نیاوردم. مراد با شنیدن این حرف می گوید: پس پایین برویم و برگردیم. در بین راه هر چه دوستش می خواهد صحبت کند دوباره مراد خودش آن را تغییر می دهد. تا اینکه پایین کوه که می رسند بالاخره دوست مراد می تواند کلمه را بیان کند و  می گوید شوخی کردم و کبریت را آورده بودم.

Loading the player...